جعفر شهرى باف
30
طهران قديم ( فارسى )
نشانهى عقل و آدميت مىباشد و عفو بر بدكننده و پيوند با آنكس كه بريده باشد و حلم با بيخردان كه دلها را ايمنى ميافزايد . ديگر در مجالسى كه جمعى باشند سرگوشى سخن نگفتن و خنده و مضحكه بسيار نداشتن و برابر دگران عطسه و آروغ نزدن و آب دهان نينداختن و دهاندره نياوردن و دندان خلال نكردن و موى گوش و بينى نكندن و مجادله نداشتن و در عوض خوشطبعى و مزاح تا آن حد كه نقصان عزت و آبرو نباشد داشتن و تعظيم دوستان و واردان داشتن و پيران و علماى مجلس را احترام گذاشتن و تكليف آنكه در مجلس ناخوانده نرفتن و صاحبخانه را تحكم نكردن و از دشمنان طلب خير ننمودن و توقع احسان از لئيم نداشتن و در راز دو كس داخل نشدن و استخفاف پادشاه نكردن و در جائى كه مناسب او نباشد ننشستن و سخن نگفتن در جائى و با كسى كه گوش به حرف او نداشته باشند . ديگر آنكه دوست بدارند برادرانى را كه آنها را بگريانند و كسانى را كه عيبهاى دلشان را بر آنها بنمايانند و بپرهيزند از كسانى كه آنها را بخنداند و بهترين مصاحبان را ياران كهنه بدانند و حذر كنند از تازهها كه با ايشان آشنائى به هم ميرسانند و احتياط بسيار داشته باشند از هر ناشناخته تا محاسنشان ظاهر نگرديده باشد و برحذر باشند از همهكس هرچند به آنها اعتماد بسيار داشته باشند و بپرهيزند از جاهائى كه در آن احتمال تهمت و گرفتارى و خوف و خطر وجود داشته باشد . همچنين دورى گزينند از دروغگو و احمق و بخيل و فاسق كه زيانشان بيش از نفعشان مىباشد و بىاندازه با آشنايان چسبندگى نداشته باشند كه باعث جدائيشان ميگردد و دورى هم نكنند كه قطع پيوند مينمايد . با كسى كه ميل مصاحبت او نداشته باشد معاشرت نداشته باشند كه باعث خواريشان ميگردد و با بد ننشينند تا به بد مبتلا نشوند و مجادله نكنند تا دشنام نشنوند و به بيدين بىاعتنا باشند اگرچه صاحب شأن و مقام ارجمند باشد و